پيشروترين بخش نقشهنگاري مربوط به ترسيم نقشههاي دريايي بود كه بهخاطر رفع نيازهاي دريانوردان صورت ميگرفت. در مورد اين كه نخستين نقشههاي دريايي در كجا پديد آمده، بحثهاي زيادي شده است. به هر صورت
نقشهٴ دريايي معمولي مسلماً محصول منطقهٴ مديترانه بود، و در ثلث سوم سدهٴ سيزدهم، به مرتبهٴ بلندي از رشد خود رسيد. در مورد اهميت اين نقشههاي دريايي هيچ جاي گزاف نيست. اين نقشهها برخلاف نقشههاي روحانيان صومعهنشين، يا جغرافيدانان پيرو بطليموس، از مشاهدات مستقيم ناشي شده بود. بدبختانه اين مشاهدات مبناي نجومي نداشت، بلكه كاملاً تجربي بود، و فاصلههاي نقاط را از روي حدس و تقريب حساب ميكردند. با اين همه، مشاهدهٴ ناقص، بهتر از اعتقاد كوركورانه به روايتها است، و اين مشاهدات يكباره صورت نگرفته بود؛ بلكه برعكس دستخوش اصلاحات و تغييرات مداوم بود. اين مطلب از اصلاح تدريجي نقشههاي دريايي در اثناي سدهٴ دوازدهم، معلوم ميشود. مزيت عمدهٴ آنها اين است كه روح مشاهدهٴ مستقيم را در نقشهكشي مرسوم كردند.
اغلب نقشههاي دريايي كه بهدست ما رسيده غربي است، ولي چند نقشهٴ اسلامي هم وجود دارد (كه هيچكدام از سدهٴ سيزدهم، نيست). دريانوردان عرب كه دست كم از سدهٴ نهم تا پانزدهم، سلطان درياهاي شرقي بودند بيشك برخي نقشههاي دريايي در اختيار داشتند، ولي هيچكدام از نقشههاي قديم آنان تاكنون به دست ما نرسيده است. وجود و كاربرد اين نقشهها در شرق و غرب در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، از درخت علم تأليف رامون لول،
خاطرات ماركوپولو، و زندگينامههاي سنلويي و ارغون خان مغول معلوم ميشود.
طبعاً نقشههاي دريايي ممكن نيست مقدم بر نقشههاي جغرافيايي باشد. اولين دليل آن اين كه نقشههاي دريايي از نظر استفادهٴ عمومي تا حدي جنبهٴ يكطرفه داشت. دريانوردان فقط به سواحل توجه داشتند، و سرزمينهاي دور از دريا كه مورد توجه مردم خشكي، يعني اكثريت مردم بود، كمتر نظر آنها را جلب ميكرد. از اين رو، نقشهٴ دريايي نميتوانست نيازهاي جغرافيايي معمولي را برآورد. جاي شگفتي نيست كه نقشههاي صومعهنشينان نهتنها همچنان مورد استفاده قرار ميگرفت، بلكه باز هم تهيه ميشد. سه نقشهٴ مهم را در اين عصر، ميتوان ذكر كرد: نقشهٴ سالتر در موزهٴ بريتانيا، نقشهٴ بزرگتر هرفورد، نقشهٴ مفصل اِبستُرف. اين نقشهها از نظر خصوصيات تفاوت بسيار زيادي دارند، ولي تصوير كلي در هر سه يكسان است: جهان به صورت يك چرخ است، كه بيتالمقدس مركز و اقيانوس طوقهٴ آن است.
مورخ بزرگ انگليسي متيو پاريس نقشههاي جالبي ترسيم كرد. اين نقشهها نمونههايي عالي از ادامه و اصلاح محققانهٴ سنت نقشهنگاري بطليموس است. معلومات متيو به همان صورت طراحان نقشههاي دريايي جنبهٴ تجربي نداشت، بلكه از راهنامههاي كتبي و شفاهي اخذ شده بود.
فقدان دقت جغرافيايي در آنها بيشتر ناشي از اين امر بود كه مسافران خشكي به اندازهٴ دريانوردان